|
نام کتاب: انسان، نشانه، فرهنگ
نویسنده: امیلیا نرسیسیانس
سال نشر: 1387
نوبت چاپ: اول
قطع: رقعی (جلد نرم)
تعداد صفحات: 166 |
نقد كتاب
منبع:
سايت انسان شناسي و فرهنگ |
|
انسان ،حیوان نماد ساز
موضوعات مورد بررسی دانش انسان شناسی رابطه ای در هم تنیده و جدایی ناپذیر با مفاهیم نماد و نشانه دارند.اهمیت این موضوع برای درک فرهنگ انسانی تا به آنجاست که ارنست کاسیرر "انسان را حیوان و موجود نماد ساز" می داند و مشخصه اصلی او را ساخت" نماد" می شمرد.از سوی دیگر بسیاری از ساختار های انسانی بر پایه عناصر نمادین قابل فهم هستند ،در این باره ویکتور دبلیو ترنر به عنصر نماد به عنوان مشخص ترین واحد آیین می پردازد.اما اهمیت این مفهوم یعنی "نماد "بود که انسان شناسی نمادین را در برابر انسان شناسی مارکسیستی،ماتریالیستی و متاثر از عناصر مادی و اقتصادی نشاند و انسان شناسی نمادین کوشید تا ابعاد ناپیدایی را که از چشم انسان شناسان دور مانده بود نشان دهد.در این میان انسان شناسی نمادین که رابطه ای نزدیک با انسان شناسی تفسیری دارد ،بی درنگ نام بزرگان این مکتب قدرتمند را به یاد می آورد ،و اینان همانانی هستند که امیلیا نرسیسیانس در فصل پایانی کتاب خویش به آنها اشاره می نماید:ترنر ،گیرتز،داگلاس ،اشنایدر .
انسان شناسی نمادین ،قدرت خود را در حوزه های گوناگونی نشان داده است.گیرتز در آثاری چون جنگ خروس(کتاب تفسیر فرهنگ ها) به خوبی نشان می دهد که اقتصاد همه ی واقعیت نیست و میان قمار جایگاهی با ابعاد غیر اقتصادی آن با کنشی که هدفی صرفا و مستقیما اقتصادی را دنبال می کند ،تفاوت های فراوانی وجود دارد.از سوی دیگر می توان نقش سترگ ترنر را در بازتعریف مفهوم گذار به خاطر آورد .ترنر مفهوم استانه ای را مطرح ساخت و این مفهوم را حتی در تحلیل اسطوره ها و قصه های پریان مورد استفاده قرار داد(اسطوره و نماد) .باز می توان به داگلاس اشاره کرد که بنیان مفهوم تابو را در معنای نظم باز جست(پاکی وخطر) و...این همه جز به یاری فهم نماد هایی که حامل بخش مهمی از معنای یک ساختار فرهنگی اند به کف نمی آید.در این باره به سادگی مفهوم مرحله ی آستانه ای، اهمیت نماد و نشانه را به نمایش می نهد .
اما امیلیا نرسیسیانس از انسان شناسان فعال و تاثیر گذار سال های اخیر است.او پیشتر کتاب بسیار تاثیر گذار دو زبانگی را منتشر ساخته است ،اثری که به راستی به فهم ساختار های چند فرهنگی در جامعه ما یاری می رساند و به موضوع مهمی می پردازد که جز در آثار انسان شناس و زبان شناس برجسته ی کشور دکتر یحیا مدرسی درباره آن بحثی نشده بود.اثر دیگر او نیز کتاب مردم شناسی جنسیت است ،پیش درآمدی که به یاری آن دانشجویان انسان شناسی با ادبیات و ساختار این شاخه از مطالعات انسان شناسی و منابع و پرسمان های آن آشنا شده اند در این میان انسان شناسی تعلیم و تربیت اثر در دست انتشار این انسان شناس است که چون کتاب دو زبانگی باید آن را بسیار قدرتمند ارزیابی کرد.اثری که موضوع آن انسان شناسی تعلیم و تربیت و هویت ارامنه به مثابه یک مطالعه موردی ست .
به نظر می رسد کتاب انسان شناسی انسان ،نشانه ،فرهنگ را بتوان اثری متوسط ارزیابی کرد.این واقعیت نه به دلیل کاستی کتاب که به خاطر انتظاری ست که برای معرفی انسان شناسی نمادین در ایران وجود دارد.حجم بسیار وسیع آثاری که به این شاخه تعلق دارند از یک سوی انتظار انسان شناسان را در ایران به سمت و سوی معرفی انسان شناسی نمادین فراتر از فصل کوتاه پایانی کتاب می برد و از سوی دیگر این کتاب گویا ناخودآگاه باید پاسخگوی همه ی انتظاراتی باشد که نسبت به این شاخه و فقدان اطلاعات درباره آن وجود دارد.اما این در حالی ست که مولف به دنبال شرح مفاهیم بنیادی برای دانشجویان رشته انسان شناسی و دیگر رشته های علوم اجتماعی است.شاید ساختار آموزرشی اثر باعث می شود تا نگارنده این متن بر این باور باشد که آن دسته از آثار امیلیا نرسیسیانس که جنبه آموزشی دارد ،جایگاهی متوسط در انسان شناسی ایران( به عنوان کتاب) دارند وآثار برتر نرسیسیانس را باید در آثار پژوهشی او بازیافت یعنی کتاب چاپ شده دو زبانگی و کتاب در دست چاپ انسان شناسی تعلیم و تربیت.(البته این قضاوت مربوط به کتاب های این انسان شناس است و نه مقالات او).بی شک این آثارند که در آینده، تاریخ انسان شناسی ایران به عنوان آثاری شاخص درباره آنها سخن گفته و به ارزیابی انتقادی نقش گفتمانی آنها در این رشته خواهد پرداخت.شاید با خواند ن آثار نرسیسیانس بتوان در جایگاه یک منقد از وی خواستار تولید آثاری چون دوزبانگی و انسان شناسی تعلیم و تربیت همراه با مطالعات موردی و میدانی بیشتر بود ،آثاری که نرسیسیانس را به عنوان یک انسان شناس منتقد و پویا فراتر از نظم های دانشگاهی و کتاب های آموزشی و آزمایشگاهی آن به ما نشان می دهد.این در حالی است که موضوع نشانه شناسی در ایران به موضو عی با کتاب های متعدد تبدیل شده و فراوانی کتاب ها در این حوزه ارزش های بکر بودن مباحث آن را تحت شعاع قرار می دهد .
به نظر می رسد فصل هایی چون بررسی فیلم کازابلانکا و تی شرت در نظام مد می تواند فصولی جذاب در کتاب را به ما بنمایاند.با این حال سوال اصلی در مورد جایگاه مطالعات نشانه شناختی در انسان شناسی بر جا می ماند و این سوال شاید بیش از آنکه مربوط به کتاب باشد به امیلیا نرسیسیانس به عنوان یک انسان شناس بر می گردد.بی شک باید منتظر اثر بعدی این انسان شناس بر پایه نشانه شناسی و انسان شناسی و بر اساس مطالعات میدانی بود .
اما توضیحی در اینجا به شدت از نظر نویسنده این متن ضرور ی ست و آن اشتباهی ست که در صفحه شناسنامه این کتاب اتفاق افتاده است.اینجانب ناظر علمی کتاب های انسان شناسی نشر افکار و پژوهشکده مردم شناسی به معنای کلی آن(دبیر بخش انسان شناسی و مردم شناسی نشر) بوده ام و نه ناظر علمی کتاب انسان ،نشانه و فرهنگ به معنای خاص آن .من هیچ نقشی از نظر علمی در این کتاب نداشته ام .متاسفانه ناشر محترم بر حسب اتفاق دچار اشتباه شده و مرا به عنوان ناظر علمی کتاب معرفی کرده است.نقش من در این کتاب تنها ویرایش فارسی و نمایه سازی و نظارت بر تولید کتاب بوده است که این کار نیز(ویرایش فارسی و نمایه سازی) دو سال قبل در پژوهشکده مردم شناسی انجام یافته است البته قابل اشاره است که پژوهشکده مردم شناسی در تولید اثر یاد شده مشارکتی نداشته و .به دلیل پاره ای از مشکلات که ربطی به کتاب و ارزش های علمی و تحقیقی آن نداشته است چاپ این اثر به تنهایی از سوی نشرمحترم افکار صورت گرفته است.در پایان به این بانوی انسان شناس "زور بیش" گفته و .به انتظار آثار بعدی او خواهیم نشست . |
|