همه چیز از یك اتفاق شروع می شود. زنی كه از شوهرش جدا شده، در روزنامه آگهی می دهدمستاجر بپذیرد كه به دختری دانشجو احتیاج دارد تا در قبال انجام كارهای خانه او را به عنوان . از آن طرف دختری بیست و دو ساله و دانشجوی فلسفه از بودن در خانه عمویش خسته شده و از آنجایی كه پولی برای اجاره خانه ای مستقل ندارد، این آگهی را شانسی برای خود تلقی می كند. در واقع شروع داستان از آنجایی است كه دختر دانشجو كه النا نام دارد، وارد خانه زنی تنها می شود كه او را ترزا می نامیم. ترزا علاوه بر آگهی درخواست مستاجر دو آگهی دیگر نیز داده است، یكی در مورد گنجه ای با چوب گردو، قدیمی و مربوط به قرن نوزدهم و دیگری مربوط به یك خانه ییلاقی است. همین دو آگهی دیگر سر صحبت را میان دو زن می گشاید و خود تبدیل به یك روایت روان شناسیك می شود . انگار كه ترزا خود را زیر تیغ یك روان شناس گذاشته باشد و خودش را تشریح كند. در مقابل دختر تودار است. |